آمار بوی گل نرگس
بوی گل نرگس

بسم رب المهدی


فرهنگ شهادت

روحیه شهادت طلبی و نهراسیدن از مرگ بی تردید از عوامل مهم پیروزی ها چه در صدر اسلام و چه در انقلاب ما بوده است. در فرهنگ الهی و اسلامی، نیستی معنا ندارد و مرگ شروع یک حیات ابدی است و شهدا در این بین علاوه بر بهره مندی از حیات طیبه، «عند ربهم یرزقونند» استشهاد نوعی جهاد اکبر است و گاه با جهاد اصغر در می آمیزد و این اوج آرزوی مومنان است. اما استشهاد منحصر در میدان جنگ و دفاع نیست و روحیه ای است که می تواند در تمام مراحل و شمایل زندگی جاری باشد. در نگاه استشهادی «هر خودخواهی و خودبینی مخالف خداخواهی است و با هجرت الی الله مباین است. اگر همین یک جهت عرفانی و معنوی برای انسان دست دهد، انسان در همه میدانهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و حتی نظامی پیروز است . برای چنین انسانی شکست مفهومی ندارد (امام خمینی، 25/5/1365) استشهاد توجه از خود به خدا و هیچ به خود توجه نداشتن و تا بذل جان بر انجام وظیفه و تکلیف پای فشردن است. نتیجه این جز عزت و پیروزی نیست و جمعیتی که پشتوانه اش خداست شکستی ندارد.» اگر حزب یا گروه سیاسی دارای روحیه استشهادی باشد و حضور در عرصه سیاست را تنها برای خدا بداند آنگاه آیا دست به تخریب و تهاجم علیه رقبا خواهد زد؟ چه آن که اگر شهادت طلبانه وارد کارزار سیاست شوند آنگاه شکستی نمی بینند. روحیه استشهادی تفسیر «الهی رضی برضاک و تسلیما لامرک» شهید عاشوراست که در کلام بزرگ بانوی کربلا «ما رایت الا جمیلا» جلوه کرد. «ما باید کوشش کنیم که ذائقه مان را یک همچو ذائقه ای قرار بدهیم که برای ما هر چیز شیرین باشد. رضای به قضای خدا معنایش همین است .فرق نمی کند بین اینکه از او بلا برسد یا نعمت ملتی که زن و مردش عاشق شهادت هستند دیگر از اینکه فلان چیز کم است، فلان چیز زیاد است نمی نالد.» (امام خمینی، 1/1/1364) روحیه استشهادی در برابر دنیاخواهان سلاحی است که هیچ پدافند و سپری ندارد. از این رو ظالمان عالم باید از آن هراس داشته باشند. ملتی با این طرز تفکر حتی یادش برای زرسالاران و مستبدان عالم بیم آفرین است.همین تفکر است که مسیر تاریخی را دگرگون خواهد کرد. اگر همه قدرتهای مستکبر جهانی و همه شیاطین زور و زر و فساد و شهوت با یکدیگر متحد شوند نمی توانند از پس کسانی بر آیند که شعار عملیشان در مواجهه با دشمنانشان این است: «ما مامور به تکلیفیم و با نتیجه کاری نداریم.» در چنین فرهنگی مرگ و پیروزی هر دو دارای یک ارزشند و شکست معنایی ندارد «و هل یتربصون بنا الا احدی الحسنیین(توبه/52) «برای ملتی که شهادت طلب است ترسی در کار نیست» (امام خمینی 12/21/1366) نمونه هایی از این طرز تفکر را به خوبی می توان یافت. در همین زمانه کنونی ملتی با دست خالی در برابر همه دنیا ایستاد. ملت ایران نه تنها این نبرد نابرابر و کاملا ناجوانمردانه را با افتخار برد بلکه توانست این فرهنگ را به بسیاری از ملتهای مظلوم دنیا صادر کند همان گونه که امام خمینی(ره) فرمود: « هسته های حزب الله را باید در سراسر دنیا تشکیل داد.» و « سنگر های کلیدی را در سراسر جهان باید فتح کرد.» هم اکنون شاهد هستیم که چطور شاخ و برگهای حزب الله در آن سوی مرزها پوزه ابرقدرتهای جهان را به خاک می مالد. این تنها و تنها به مدد فرهنگ مقاومت و ایستادگی تا پای شهادت است. ملتهای شکست خورده بدون فرهنگ استشهادی و فقط با شعارهای ملی گرایانه شمار تلفاتشان بیش از تلفات انسانی جنگ ما است بعلاوه اینکه پس از جنگ هم نه اقتصاد و نه امنیت مطلوبی دارند . مانند انقلاب الجزایر با دو میلیون کشته، کره و ویتنام با دو میلیون کشته، که در انتها هم نه تنها پیروزی در میدان نبرد نداشتند بلکه اقتصاد و امنیت شان روز به روز در حال افول است و پس از این همه تلفات هنوز هم نمی توان آنها را جزء کشورها و دولتهای مستقل نامید . اما در مقابل همچنانکه دیدیم در جنگ سی و سه روزه رژیم اشغالگر و حزب ا... لبنان تعداد کشته های حزب الله در مقابل ضرباتی که به دشمن صهیونیستی وارد آمد بسیار ناچیز بود. اما عکس این مورد را می توان در اوضاع کنونی عراق و تسلیم مردم و ملت عراق در مقابل اشغالگران آمریکا و انگلیس به خوبی مشاهده کرد . در عراق روزانه تعداد قابل توجهی از مردم عادی و بی دفاع کشته می شوند و حال آنکه اگر فرهنگ شهادت طلبی در این سرزمین فراگیر می شد پیروزی برای مردم مظلوم عراق خیلی پیش از اینها رقم می خورد... براستی که این کلام آسمانی رساترین و انقلابی ترین راهبرد است که: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»

۱۳٩٠/۱٠/٢٠  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

عفاف و حجاب

حجاب در اسلام :


حجاب به عنوان یکی از شعائر برجسته اسلام، موضوعی جالب توجه و مورد مناقشه بین اصحاب فکر، عالمان دینی و همچنین شهروندان جامعه دینی قرار گرفته است. حجاب همچنین بعد از رشد روز افزون پدیده بانوان محجبه در کشورهای غربی به یکی از چند مبحث مورد توجه مردمان مغرب زمین تبدیل شده تا جایی که جنبه های نظری و معرفتی در کنار جنبه های عملی و رفتاری آن مورد بررسی و مداقه دانشمندان و جامعه شناسان آن دیار نیز قرار گرفته است.«حجاب»، این واژه عربی، در نگاهی به معنای پوشیدن، پوشش، پرده و حاجب است که البته در این میان، معنای «پرده» بیشترین کاربرد را دارد و همین امر موجب شده است که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود.


اندیشمند شهید مرتضی مطهّری در این باره می فرماید: «پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد. حدود این پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنّت، می توان به دست آورد. آیاتی که در این باره هست، چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب، حدود پوشش و تماس های زن و مرد را ذکر کرده است، بدون آنکه کلمه «حجاب» را به کار برده باشد.»(مطهری،1375،28)


حجاب دارای ابعاد مختلفی همچون معرفتی، دینی، تاریخی و نمادین است. حجاب به تعبیری روشن یکی از مرزهای نفوذ ناپذیر عالم اسلام با دنیای غیر است. ردپای حجاب در غرب حتی به حوزه های پسامدرنیسم، فمنیسم بومی و اسلامی، نماد و سبک شناسی و مسائل قدرت کشیده شده است. این موارد فقط واجد یک مفهوم اند: قدرت و اهمیت حجاب.


حجاب بعداز تولدش درمشرق زمین هنوز هم دربسیاری ازمناطق جهان نشانه زنده بودن سنت ودین است اما حجاب در نگاه غرب، نماد غیریت اسلام و همچنین نماد و مظهر ظلم به زنان مسلمان است.این طرز تلقی ناصواب از حجاب در مواردی بسیار، احساسات ضد اسلامی آنها را بر می انگیزد.


حجاب در معنای کلی و عملی آن در غرب فرآیندی را سبب ساز شده است که فرد محجبه، آن را به عنوان نماد و شاخص موقعیت اجتماعی و هویت خویش قرار می دهد.حجاب امروز به خصوص در غرب به واسطه موج گرایش به آن متضمن پیوندهای پیچیده علائق و باورهای فردی و سیاسی و مذهبی است. حجاب برای بسیاری نماد آشکاری از ایمان و عقیده شخصی آمیخته با مسائل دینی و فرهنگی است و برای بسیاری دیگر مبارزه ای سیاسی و عبادی علیه وضع موجود و مبارزه ای نمادین برای بهبود شرایط موجود.حجاب هر چه باشد به مانند سایر تکالیف وابسته به اصول اسلام یک تکلیف است. تکلیفی به مثابه پرچمی که مشخص می کند چگونه باید زیست و برای تقرب به خدای خویش آن را باید رعایت کرد. البته حجاب هم نه تحمیلی بلکه انتخابی است. زیرا یکی از افتخارات دین اسلام این است که دین انتخاب است نه تحمیل. مگر نه اینکه نمی توان به زور آدمیان را با حجاب یا بی حجاب کرد. نمونه بارز آن شکست پروژه کشف حجاب اجباری رضاخان است. رضا شاه در پروژه اش شکست خورد. چون از مبانی ذهنی و فکری مردم که همانا ارادت قلبی به دستورات اسلام است، ناآگاه بود.

 

۱۳٩٠/۱٠/۱٩  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

جایگاه علم دراسلام

 « هل یستوی الاعمی و البصیر افلا تتفکرون »

 

آیا کور و نابینا برابرند ؟ آیا فکر و اندیشه نمی کنید که عالم و جاهلیکسان نیستند ؟                                             ( انعام ، آیه 50 )

مقدمه

      در اسلام یکی از برترین ارزشها کسب علم و دانش است و راجع به علم و دانش بسیار سفارش و تأکید شده است . قرآن هم اولین مرتبه که نازل گردید سخن خود را با « خواندن » ، « علم » و « کتابت » آغاز کرد و پیوسته مسلمانان را به تفکر و تدبر درهر چه آفریده شده است ، فرا می خواند . افلا تتفکرون ؟
فلا تعقلون ؟ آنچه ما مسلمانان در قرون اولیه اسلام در سایه علم و دانش و اندیشه و فرهنگ و اخلاق به جامعه بشریت داده ایم هسته اولیه و اصلی همه چیزهایی است که امروزه بشریت واجد آنها گشته است . غرب و مسیحیت مدیون اسلام است . این مسلمانان بودند که خدمات بی مانندی به جامعه بشری و به علم و آگاهی و حیات تمدن انسانی کردند . لذا این سری مطالب گوشه هایی چند از این واقعیت و همچنین اهمیت علم در اسلام را مطرح خواهد ساخت .

اهمیت پرسش در اسلام

      غریزه پرسش یکی از غرایز اولیه بشری است و نشانه رشد و اعتلای فکر و اندیشه است . حالت پرسش و سئوال وقتی در ذهن نسبت به مطلبی پیدا می شود که ذهن درباره آن مطلب دچار شک و تردید شده باشد و به طور کلی « شک » حاکی از نوعی رشد و اعتلاء است . حیوان شک نمی کند ، نه از آن جهت که به مرحله بالاتر از شک یعنی یقین رسیده است بلکه در مرحله دون شک است . بسیاری از انسانها هم در مرحله دون شکند
نه در مرحله فوق شک . « سئوال » از جهلی آمیخته به علم ، نادانی آمیخته به دانش پیدا می شود ، یعنی یک مجهول در برابر بشر خودنمائی می کند ، از طرفی آن مجهول را نمی داند ، و از طرف دیگر می فهمد که مجهولی دارد ، یعنی به جهل خود
پی برده است ، لذا سئوال می کند ، اگر آن مجهول برایش معلوم باشد ، سئوال نمی کند ، و اگر هم آن مجهول واقعاً برایش مجهول باشد ، اما خودش التفات به جهل و بیخبری خود نداشته باشد باز در صدد جستجو و تحقیق برنمی آید . پس انسان وقتی در صدد تحقیق و جستجو و پرسش بر می آید که نداند ، و بداند که نمی داند .

      حدیثی از امام باقر (ع) است که فرموده اند : کلید دانش ، پرسش است . مجهولات بشری بی نهایت است و اگر انسان موفق به جواب یکی از آنها بشود ده تای دیگر در برابرش خودنمائی                           میکند . علت اینکه علمای واقعی خود را جاهل و نادان می دانند اینست که هر اندازه موفق به کشف مجهولاتی بشوند ، عدد بیشتری از دیگر مجهولات در برابرشان نمایان می شود ، آخرین حدعلم یک عالم اینست که اقرار می کند به نادانی خویش .

تا بدانجا رسید دانش من        لاعمی و البصیر افلا تتفکرون .        که بدانم همی که نادانم

۱۳۸٩/۱٠/۱  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

چند عکس مذهبی


ادامه مطلب

۱۳۸٩/٩/۱٧  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 
مذهبی


بسم رب المهدی

 

اجتماعی(٤)
مذهبی(٤)
سیاسی(۳)
بسیج(٢)
شعر(۱)
فرهنگی(۱)
متفرقه(۱)

 

مهدی

 

 

 

 

RSS 2.0


Blog Skin