آمار بوی گل نرگس
بوی گل نرگس

بسم رب المهدی


بسیج و بسیجی

در اوج روزهای نفس گیر در لحظه های تنهائی و مظلومیت ملت دلیرمردانی در نهایت صداقت و در عنفوان جوانی که گاهی حتی موئی بر صورت معصومشان نروئیده بود با ورود به صحنه های دفاع از کیان اسلام و انقلاب و کشور موازنه قوا را به نفع اسلام برهم زدند و ماشین جنگی دشمن را زمین گیر نموده و با شهامت مثال زدنی خود نه تنها دشمنان را که حتی دوستان را هم دچار حیرت کردند. آنها همواره ناشناخته بودند زیرا خود اصرار داشتند ناشناخته و گمنام بمانند اما پیر جماران بردست و بازوی آنها بوسه زد و اعلام کرد که به این بوسه ها افتخار می کند و فریاد برآورد که آوازه شهرت و پایداری این دلاوران گمنام بسیجی در کاخهای شرق و غرب نیز پیچیده است . امام خمینی افتخار می کرد که خود نیز بسیجی است و آرزو می کرد که خدا او را با بسیجیان محشور فرماید.

ما آوازه بسیجیان را نه فقط در جریان رشادت آنها در جبهه ها شنیدیم و شاهد بودیم بلکه از میان سفاکی ها و کینه توزی های دشمن علیه بسیجی ها نیز دریافتیم کما اینکه جلاد بغداد صدام جنایتکار در آخرین ساعات زندگی پرننگ و نکبت خود از رشادتهای دلیرمردان بسیجی ما خطاب به اشغالگران آمریکائی سخن گفته و اعتراف کرد که تنها این جماعت جان برکف و مخلص بودند که توانستند رعشه بر اندام سردار نگون بخت قادسیه بیندازند. آنان جانانه جنگیدند شجاعانه مقاومت کردند و از هیچ قدرتی نهراسیدند.

اگرچه فضائل و خصائل و برجستگی های بسیج این لشکر مخلص خدا را دشمنان ما بهتر از ما بیان کرده اند ولی بی انصافی است که پس از مشاهده آنهمه رشادتها و از خودگذشتگی های به یادماندنی قدر و منزلت بسیج را پاس نداریم و از موضع قدرناشناسی آنها را وارد صف بندیهای سیاسی نمائیم و به « ابزار قدرت » تبدیل کنیم و از وجود ارزشمندشان « استفاده ابزاری » نمائیم . روا نیست مقام و منزلت والای بسیج و بسیجی را آماج اهداف سیاسی قرار دهیم و عزت و عظمت بسیج و بسیجی را در دعواهای سیاسی زیر سئوال ببریم .

این اوج حرمت شکنی و نهایت اهانت به مقام و منزلت بسیجی است که این عزیزان مجاهد فی سبیل الله را وارد صحنه های زورآزمائی رقبای سیاسی کنیم .

همواره دعوت از بسیج باید در جهت تلاش برای تقویت اقبال عمومی جامعه نسبت به اصل مشارکت مردم در انتخابات باشد نه در جهت تحمیل عقیده به نفع این یا آن شخص و این یا آن گروه و جناح . باید بسیجیان مخلص برای حراست و پاسداری از صندوقها و رای مردم و صحت انتخابات و دقت در اجرا و نظارت بر روند انتخابات به کار گرفته شوند که از دیگران بر حفظ و حراست از اینهمه حساسیت و پاسخگوئی به آنهمه دلواپسی ها اولی هستند و صداقتشان بر دل می نشیند و پایمردی و استقامت و اراده و ایمانشان پیشاپیش در طول دهه های گذشته به اثبات رسیده است و همگان به آن ایمان و یقین دارند. ما بسیج را ارزان بدست نیاورده ایم که آنرا ارزان در مسابقات سیاسی « حراج » کنیم . بسیج یک « تشکل فراجناحی » و یک ساختار ارزشی مافوق گروههای سیاسی است که عزت و اعتبار خود را عمدتا از همین زاویه کسب و حفظ کرده و نشان داده است که تابع اشخاص و احزاب و گروهها و جناحها نیست بلکه براساس ارزشها و آرمانها شکل گرفته و در طول دوران پرخیر و برکت انقلاب اسلامی بر همین اساس به حرکت خداپسندانه اش ادامه داده و امروز در قله های عزت و افتخار و اعتماد مردم و نظام قرار گرفته است .

اگر دلواپسی امروز ناشی از آن بود که مبادا منافقین و گروههای محارب در صفوف انقلاب و نظام رخنه کنند حتما در آنصورت نه تنها بسیج که حتی همه آحاد نیروهای انقلاب در هر مقام و موقعیتی بایستی وارد صحنه می شدند و از وقوع چنان فاجعه ای جلوگیری می کردند و حتی انگ هر نوع اتهام و شماتتی را هم به جان می خریدند ولی امروز که به لطف خدا و به برکت مجاهدات خستگی ناپذیر نیروهای مخلص انقلاب شاهد مقایسه میان نیروهای انقلاب برای انتخاب یک مسئول کارآمدتر یک مدیر لایق تر و یک مجموعه اجرائی شایسته تر هستیم دلیلی ندارد که از ارکان نظام و از پایگاه بسیج برای سنگین تر ساختن تصنعی یک طرف و وزین تر جلوه دادن تعمدی کفه ترازو به نفع این یا آن شخص آنچنان سواستفاده شود که فردا نتیجه هرچه باشد به « سو تدبیر » از آن یاد شود.

بسیج یک تشکل فراجناحی است که برای صیانت از اصل انقلاب و نظام رسالت دارد و هیچ شخص و گروه و جناحی حق ندارد این مجموعه مقدس را به نفع منافع خود مصادره نماید .

 

۱۳٩٠/۱٠/٢۱  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

فرهنگ ما وآنها

کدام بهتر است؟...

 

 

 

 

 

۱۳٩٠/۱٠/٢٠  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

آثار بد حجابی و بی حجابی در جامعه اسلامی

بی حجابی یا حضور تحریک کننده زنان در جامعه آثار زیانبار اخلاقی ،فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی و...به همراه دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

ایجاد ناامنی و سلب آرامش

آرامش و امنیت والاترین نعمتی است که خداوند به جامعه عنایت می فرماید و می توان گفت، اگر جامعه ای فاقد آن باشد به یک معنا، هیچ چیز ندارد و با وجود امنیت، همه چیز دارد. سلامت جسمی و روحی ـ روانی جامعه در سایه امنیت حفظ می شود و خلاقیت و نوآوری بروز می کند. زنان بدحجاب نمی دانند که چه ضربه های و جبران ناپذیر خانمان براندازی بر پیکره جامعه وارد می سازند.

در جامعه ای که بدحجابی رواج پیدا کند، چشم و هم چشمی ها و ارائه هر چه بهتر زینت آرایی، تمامی نخواهد داشت و زنان سعی می کنند تا چشمان بیشتری را متوجه خود سازند و در معرض دید همگان قرار گیرند و این امر تمامی نخواهد داشت تا جایی که تمام افراد جامعه را آلوده سازد. در نتیجه، ناامنی نه تنها دامان خود بدحجاب را می گیرد بلکه خیلی سریع به اجتماع سرایت می کند و جامعه را از فعالیت های سالم باز می دارد.

بسیاری از کجروی های گوناگون اجتماعی مانند مدگرایی، شورش ها و درگیری های خیابانی، ناهم نوایی اجتماعی و آزارهای جنسی، از بدحجابی و بی هویتی اجتماعی سرچشمه می گیرند.

زنان بدحجاب که به نمودهای ظاهری و تجمل و تنوع می پردازند و هر روز به سراغ اسباب آرایش و زیورآلات جالب تر و کفش و لباس شیک تر می روند، از سرمایه های معنوی محرومند و جمال معنوی برای آنان نامفهوم است. اینان کمبود خویش را بدین گونه جبران می کنند و عطش شخصیت یابی را از این طریق فرومی نشانند.

«آری، بدحجابی، ارزش های راستین دختران را تحت الشعاع ظواهر جنسی شان قرار می دهد و آنان را فدای هرزگی ها و هوس رانی های شیادان می سازد. بدحجابی ارزش زن را از بین می برد و او را تا حد یک کالا پست می کند. زنی که تن و اندام خود را در معرض دید همگان می گذارد و آن چه را که به جنسیت او مربوط می شود، به کوچه و بازار می کشد، در حقیقت می خواهد با تکیه بر زنانگی خویش، جای خود را در جامعه باز کند نه با تکیه بر انسانیت خویش. در واقع او بدین ترتیب اعلام می کند که آن چه برای او اصل است، زن بودن اوست، نه انسان بودن و نه اندیشه و لیاقت و کارآیی او. چنین زنی قبل از هر چیز اسیر خود است. او به مغازه داری شبیه است که دائما در فکر تزیین و تغییر دکوراسیون ویترین مغازه است.

ترویج رذایل اخلاقی

بدحجابی علاوه بر این که خود یک ناهنجار اجتماعی به شمار می آید و جامعه را به بی بند و باری می کشد، زمینه ساز بسیاری از زشتی های اخلاقی است. وقتی به پوشش و متانت بی اعتنایی می شود، مسائل اخلاقی دیگر هم از جامعه رخت بر می بندد. بدلباسی، بداخلاقی به دنبال دارد، چنان که مدپرستی، هواپرستی می آورد. جامعه ای که هر روز مد جدیدی را به شکل های گوناگون بپذیرد، دچار بسیاری از بیماری های اخلاقی چون غرور تکبر، عصیان، قساوت قلب و فخرفروشی خواهد شد. هرگاه جامعه ای به انجام دادن گناه جسارت پیدا کرد و مفاسد و معاصی رواج پیدا کرد، زشتی گناه از بین می رود و این خود گناه بزرگتری است. یعنی جامعه ای که گناه را گناه نداند، به سبب رواج زیاد و همگانی شدن آن، سقوط خواهد کرد. بنابراین، بدحجابی قبح و زشتی گناه رااز بین می برد و باعث رواج گناهان دیگر می شود. امام صادق(ع) می فرماید:

وَ اَمّا اللِّباسُ یَحْمِلُکَ عَلَی الْعُجْبِ وَ الرِّیاء وَ التَّزْییِنِ وَ التَّفاخُرِ وَ الْخُیَلاءِ فَاِنَّها مِن آفاتِ الدِّینِ وَ مُورِثُهُ الْقَسْوَةُ فِی الْقَلْبِ؛ لباست، لباسی نباشد که تو را به گناه خودپسندی، ریا، آراسته نشان دادن، مباهات به دیگران، فخرفروشی و تکبر، آلوده کند که تمام اینها از آفات دین و موجب سختی دل است..

بدحجابی موجب سوء ظن نیز می گردد. پوشش، نشانه ترس از خدا و آتش جهنم است و زن باحجاب، خود را به احکام الهی پای بند می داند. از آن طرف زنان بدحجاب به راحتی احکام الهی را زیر پا می گذارند و بی مبالاتی خود را به موازین اسلامی اعلام می دارند. چنین زنانی در معرض گناه هستند و افراد جامعه به آنها گمان بد می برند و زمینه این گناه را تنها زنان بدحجاب به وجود می آورند. پس زنان پاک دامن و با عفاف، باید کاری کنند که در معرض تهمت قرار نگیرند.

کم رنگ شدن حضور مثبت زنان در جامعه

زن در بسیاری از جوامع در فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و... شرکت می کند و سهم بسزایی در این زمینه ها دارد. بنابراین، حضور زنان در جامعه امری انکارکردنی نیست و روز به روز به این فعالیت ها اضافه می شود و زنان دوش به دوش مردان در تمامی زمینه ها به فعالیت می پردازند. حال آیا پوشش می تواند بر حضور زن در جامعه تأثیر داشته باشد یا خیر؟ پاسخ بسیار روشن است؛ زیرا اسلام همان گونه که به اختلاط مرد و زن نامحرم هشدار داده و آنان را از پی آمدهای بد و زشت آن بازداشته است، به پوشش و حجاب او توجه خاصی داشته تا حضور او را در جامعه حفظ و سلامت نفسانی جامعه را تضمین کند.

زنان بدحجاب در محل کار، به دلیل خودآرایی و خودنمایی، تمرکز فکری لازم را از دست می دهند؛ در حالی که لازمه کار و تلاش جدی در محل کار، حضور قلب و تمرکز حواس است. زن با بدحجابی و آرایش، نه تنها به کار جدی نمی پردازد، بلکه نیروی کارآمد دیگران را نیز دچار سستی و رکود

می نماید، در نتیجه چرخه فعالیت کاری جامعه را به کندی رهنمون می سازد.

از طرفی خانواده هایی که غیرت دینی بالایی دارند،از حضور دختران و زنان خود در چنین جامعه ای نگران هستند و نخواهند گذاشت حضور پرشور آن ها در فعالیت های اجتماعی جلوگیری می کنند. در نتیجه، جامعه ضرر خواهد کرد و بخش بزرگی از نیروهای کاری را از دست خواهد داد.

پوشش و حجاب، نه تنها باعث سلامت اخلاقی جامعه و پای بندی به هنجارهای دینی می شود، بلکه زمینه بروز و شکل گیری بزه کاری های جنسی را به حداقل می رساند و اعضای جامعه را نیز به سوی تشکیل خانواده، تنظیم روابط جنسی و عاطفی و قاعده مند کردن آن سوق می دهد.

اختلالات روحی و روانی

اختلال روحی و روانی از آثار ناگوار بدحجابی در جامعه است. برخی از دختران و زنان، بر اساس نیاز ذاتی خود برای جلب رضایت محیط و توجه بیشتر بینندگان، به خودآرایی و جلوه گری و ارائه پوشش غیرمتعارف می پردازند و افکار خود را در بعد تمایلات و تخیلات موهوم، تقویت می کنند. بنابراین، پوشش و حجاب ناقص فشارهای فراوانی را بر روح و روان افراد وارد می سازد. چنین افرادی همیشه در پی آنند که خود را به گونه ای ارائه دهند که افکار و نگاه های آلوده و هوس انگیز را به خود جلب کنند و شخصیت خود را با خواسته های دیگران همگون سازند. این خواسته ها محدود نیست و وقتی دختران نتوانند خود را مطابق خواست ها ارائه دهند. افراد جامعه ثبات روحی و روانی خود را از دست می دهند و امیدها و آرزوها به ناامیدی می گراید. شهید مطهری؛ می فرماید:

روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان می کنیم تحریک پذیری روح بشر، محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد. همان طور که بشر در ناحیه ثروت و مقام، از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمی شود و اشباع نمی گردد، در امور جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبارویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود. از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است با نوعی احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوها که به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیمارهای روانی می گردد. چرا در دنیای غرب این همه بیماری های روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله جراید و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی انجام می شود.اگر بتوان از لحاظ پوشش، الگوی مناسبی به جامعه ارائه داد، سلطه ای آگاهانه به افراد جامعه پیدا خواهیم کرد و جامعه را از بی ارادگی و بی اختیاری نجات خواهیم داد. اما با بدحجابی، به افراد جامعه اجازه داده ایم که هرگونه می خواهند، برای پوشش خود تصمیم بگیرند و مدل های متنوع را جای گزین کنند و دل ها را به سمت و سوی انحرافات اجتماعی سوق دهند که در این صورت، اداره و اختیار از افراد جامعه گرفته می شود و جامعه ای که از خود اراده ای نداشته باشد، اختلالات روحی و بیماری های روانی به سراغ آن خواهد آمد و به منجلاب کشیده خواهد شد. «بدحجابی زن در جامعه، سبب نقش بازی کردن او در اسلوب ها و مدل های گوناگون می شود. این اعمال او را به صورت موجودی بی اختیار و بی اراده، به هر طرف می کشد و دیگر بر زندگی اش تسلط آگاهانه نخواهد داشت. در زندگی و اعمال خود، نظر دیگران را ترجیح می دهد که برای جلوگیری از این امور منفی، حجاب بهترین درمان می باشد

تزلزل نهاد خانواده

تشکیل نهاد خانواده، مقدس ترین پیوند زناشویی است. برای ثبات این نهاد، عفت و حجاب خانوادگی مهم ترین عامل به شمار می آید. اگر زن لذت های جنسی خود را از محیط خانواده بیرون نبرد و دستورهای اسلام را اطاعت کند، محیط خانه سالم و آرام بخش خواهد بود. ولی اگر عفت را رعایت نکند و لذت های جنسی و خودنمایی ها را به بیرون منزل بکشاند، مورد نگاه های هوس آلود نامحرمان قرار خواهد گرفت و ناخواسته عامل پاشیدگی و تیرگی روابط افراد خانواده خواهد شد.وقتی اختلافات زن و شوهر در محکمه های قضایی، را ریشه یابی می کنیم، پی می بریم که بسیاری از ناسازگاری ها به دلیل رعایت نکردن حجاب است. وقتی زن با آرایش و بدحجابی در جامعه ظاهر می شود، چشم ها، به سوی او نشانه می روند و او هم دل باخته و فریفته چشم چرانان می شود و کم کم از نگاه های شوهرش لذت نمی برد و از او سرد می شود و سرانجام باعث جدایی می گردد. گاهی همین امر از طرف شوهر صورت می گیرد. بر اثر چشم چرانی و نگاه های هوس آلود به دختران و زنان بدحجاب، از همسرش دل سرد می گردد و لذات ها و محبت هایش در بیرون از خانه صرف می شود. در نتیجه، بنای ناسازگاری با همسرش شروع می شود و تیرگی بر کانون خانواده سایه می افکند.

بنابراین، برای حفظ نظام خانواده و به وجود آوردن محیطی سالم و فرزندان پاک رعایت حجاب ضروری است و باید بالاترین امنیت، یعنی امنیت ناموسی، در خانه حاکم شود. از طرفی بدیهی است، اگر خانواده سالم باشد و پوشش را رعایت کند، جامعه که از اجتماع خانواده ها تشکیل شده، سالم و پایدار خواهد ماند. در جامعه ای که بیشتر اعضای آن را جوانان تشکیل می دهند باید در برابر این فرآیند حساس تر باشند؛ زیرا جوانان در برابر مناظر شهوت انگیز و تهییج کننده، زودتر تحریک می شوند و چنین مناظری عامل مهمی در سوق دادن آنان به فساد خواهد شد. در نتیجه، نیروی فعال اجتماع به راه های فساد و تباهی کشانده می شوند و به جامعه ضربه جبران ناپذیری از جهات اقتصادی مادی، اجتماعی و اخلاقی وارد خواهد شد.

«آمارهای قطعی و مستند نشان می دهد که با افزایش بی حجابی و بدحجابی در جهان، طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا به طور مدام بالا رفته است؛ چرا که «هر آن چه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه دل در این جا یعنی هوس های سرکش، بخواهد، به هر قیمتی باشد به دنبال آن می رود و به این ترتیب هر روز دل به دل بری می بندد و با دیگری وداع می گوید.

 

افت تحصیلی و آموزشی

فرهنگ هر جامعه ای، به آموزش های آن بستگی دارد. هر قدر آموزش ها از غنای بیشتری برخوردار باشد، فرهنگ آن جامعه بالاتر خواهد بود. نخبگان و فرهیختگان، در پرتو تحصیلات شناخته می شوند. جامعه ای که دانش مندان آن بیشتر باشد، معمولاً از تمدن بالاتری برخوردار است و پویایی در تمامی زمینه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی کاملاً مشاهده می شود. خلاصه، پیشرفت هر جامعه ای در گرو آموزش آن است.

دختران و پسران اگر در کنار تحصیل، دل مشغولی های دیگری داشته باشند، از تحصیل باز می مانند و وقت زیادی از فرصت های مطالعاتی و تحصیلی آنان به هدر می رود. بسیاری از مشاوران از صحبت های دختران و پسران جوان درباره مدهای روز و آرایش های جدید گله مند هستند. نمی خواهیم بگوییم دختران و پسران باید در دانشگاه ها کاملاً از هم جدا باشند و دیواری بین آنها کشیده شود. اگر اینها فضای آموزشی را رعایت کنند و محیط را محیط درس بدانند و از آن چه برازنده فضای آموزشی نیست پرهیز کنند، بسیار تحسین برانگیز خواهد بود. به گفته مربیان تربیتی، در مدارسی که دختر و پسر با هم درس می خوانند، کم کاری، عقب افتادگی و بی مسئولیتی به خوبی مشاهده شده است. زیرا دختران در چنین محیطی، با بدحجابی توجه دیگران را به خود جلب می کنند و تمرکز ذهنی و روحی را از آنان می گیرند و باعث افت تحصیلی آنان می شوند و خود نیز دیگر حوصله درس خواندن ندارند و تمام حواسشان به لباس و نوع پوشش است. روح مطالعه و تحقیق در آنها خاموش می شود و افت تحصیلی پیدا می کنند.

تضعیف اعتقادات دینی در جامعه

جامعه ای که در سطح بالایی از باورهای دینی باشد، در سایه ایمان، در برابر بسیاری از آسیب ها مصون می ماند و دشمنان نمی توانند در صفوف آن رخنه کنند و نقشه های آنان نقش بر آب می شود. این جامعه که دل به خدا سپرده و سرانجام زندگی را رسیدن به خالق خود می داند، دل به دیگری نمی سپارد و عقاید خود را متزلزل نمی کند. در این جامعه، حجاب و پوشش جزء احکام مسلم دین و مذهب به شمار می رود و زنان حاضر نمی شوند خود را به زینت های زودگذر و دنیایی مزین کنند و در پرتو آن عقاید دیگران را متزلزل نمایند و خود نیز زمینه ساز فساد در جامعه شوند.

تظاهر به بدحجابی نشانه پای بند نبودن و بی مبالاتی فرد به احکام و اعتقادات اسلامی است؛ زیرا زنان با بدحجابی، چشم های هوس آلود را متوجه خود می سازند و پایه های ایمانی مردم را سست می کنند و جامعه را به فساد می کشانند. «هیچ راهی برای امریکا و ابرقدرت ها بهتر از این نیست که بدون جنگ و کشتار و بدون این که پولی خرج کنند و حساسیتی ایجاد نمایند، ایمان را از دل های مردم بدزدند و بزدایند. این کار به سادگی انجام می شود؛ با فیلم ها، نمایش نامه ها و چیزهایی از این قبیل به نام پیشرفت علم و... هیچ راهی بهتر و موفق تر از این وجود ندارد.» و می دانیم که باورها و ایمان های راسخ نقش بسزایی در بالندگی زندگی جامعه ایفا می کنند و زمانی که ایمان به سستی گراید، نفوذ دشمن و به انحراف کشیدن آن جامعه به راحتی صورت می پذیرد

۱۳٩٠/۱٠/۱٩  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

پرچم ایدئولوِیک نه ناسیونالیستی

پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی یک پرچم معمولی نیست. پرچم یک کشور قراردادی زندانی شده در مرزهای توهمی استعمار کشیده نیست. این پرچم نمادی از فرهنگی طاغوتی و سلطنتی و کوروش زده نیست. و نه نمادی برای خاک یک گوشه‌ای از جهان که به خودی خود فاقد برتری بر سایر ارض خداوندی است.

این پرچم سه رنگ نمادی از یک تفکر است. نمادی از یک فرهنگ. نمادی از تجدید حیات بشریت. نمادی از بازگشتی به تمدن نوین اسلامی. نمادی از آغاز جهانی جدید برای حیات طیبه بشر. نمادی از توبه بشریت. نمادی است از آرمان تمام مسلمین جهان برای اقامه‌ی اسلام ناب محمدی. نمادی است از حکومت جهانی اسلام. که اصل جمهوری اسلامی نیز چنین است: «ما اعلام مى‏کنیم که جمهورى اسلامى ایران براى همیشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است. و کشور ایران به عنوان یک دژ نظامى و آسیب ناپذیر نیاز سربازان اسلام را تأمین و آنان را به مبانى عقیدتى و تربیتى اسلام و همچنین به اصول و روشهاى مبارزه علیه‏ نظامهاى کفر و شرک آشنا مى‏سازد …»

و این چنین است علی‌رغم تلاش‌های متعفنانه و مذبوحانه‌ی پان‌ایرانیست‌های آریایی، این فکر و این نماد را جز در تمامی پهنه گیتی نتوان تفسیر کرد. و نتوان فهمید. و اینگونه‌ است که معنای این فکر جهانی است تا آنجایی که انسانی نفس بکشد. حال هر چه بخواهند در لجنزار مرزبندی‌های ضد عقلی‌شان محبوس کنند. چه کسی توانسته است خورشید را درون سوراخی تنگ پنهان کند؟

آری این پرچمی است که حاج احمد سخن از کوبیدنش در انتهای افق می‌گفت. این پرچم حماس، حزب الله لبنان، انقلابیون مصر،لیبی، تونس، یمن، بحرین، نیجریه، سودان، مسلمانان اروپا، اندونزی و هر مسلمان انقلابی در جهان است.رچم سه رنگ جمهوری اسلامی یک پرچم معمولی نیست. پرچم یک کشور قراردادی زندانی شده در مرزهای توهمی استعمار کشیده نیست. این پرچم نمادی از فرهنگی طاغوتی و سلطنتی و کوروش زده نیست. و نه نمادی برای خاک یک گوشه‌ای از جهان که به خودی خود فاقد برتری بر سایر ارض خداوندی است.

این پرچم سه رنگ نمادی از یک تفکر است. نمادی از یک فرهنگ. نمادی از تجدید حیات بشریت. نمادی از بازگشتی به تمدن نوین اسلامی. نمادی از آغاز جهانی جدید برای حیات طیبه بشر. نمادی از توبه بشریت. نمادی است از آرمان تمام مسلمین جهان برای اقامه‌ی اسلام ناب محمدی. نمادی است از حکومت جهانی اسلام. که اصل جمهوری اسلامی نیز چنین است: «ما اعلام مى‏کنیم که جمهورى اسلامى ایران براى همیشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است. و کشور ایران به عنوان یک دژ نظامى و آسیب ناپذیر نیاز سربازان اسلام را تأمین و آنان را به مبانى عقیدتى و تربیتى اسلام و همچنین به اصول و روشهاى مبارزه علیه‏ نظامهاى کفر و شرک آشنا مى‏سازد …»

و این چنین است علی‌رغم تلاش‌های متعفنانه و مذبوحانه‌ی پان‌ایرانیست‌های آریایی، این فکر و این نماد را جز در تمامی پهنه گیتی نتوان تفسیر کرد. و نتوان فهمید. و اینگونه‌ است که معنای این فکر جهانی است تا آنجایی که انسانی نفس بکشد. حال هر چه بخواهند در لجنزار مرزبندی‌های ضد عقلی‌شان محبوس کنند. چه کسی توانسته است خورشید را درون سوراخی تنگ پنهان کند؟

آری این پرچمی است که حاج احمد سخن از کوبیدنش در انتهای افق می‌گفت. این پرچم حماس، حزب الله لبنان، انقلابیون مصر،لیبی، تونس، یمن، بحرین، نیجریه، سودان، مسلمانان اروپا، اندونزی و هر مسلمان انقلابی در جهان است.رچم سه رنگ جمهوری اسلامی یک پرچم معمولی نیست. پرچم یک کشور قراردادی زندانی شده در مرزهای توهمی استعمار کشیده نیست. این پرچم نمادی از فرهنگی طاغوتی و سلطنتی و کوروش زده نیست. و نه نمادی برای خاک یک گوشه‌ای از جهان که به خودی خود فاقد برتری بر سایر ارض خداوندی است.

این پرچم سه رنگ نمادی از یک تفکر است. نمادی از یک فرهنگ. نمادی از تجدید حیات بشریت. نمادی از بازگشتی به تمدن نوین اسلامی. نمادی از آغاز جهانی جدید برای حیات طیبه بشر. نمادی از توبه بشریت. نمادی است از آرمان تمام مسلمین جهان برای اقامه‌ی اسلام ناب محمدی. نمادی است از حکومت جهانی اسلام. که اصل جمهوری اسلامی نیز چنین است: «ما اعلام مى‏کنیم که جمهورى اسلامى ایران براى همیشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است. و کشور ایران به عنوان یک دژ نظامى و آسیب ناپذیر نیاز سربازان اسلام را تأمین و آنان را به مبانى عقیدتى و تربیتى اسلام و همچنین به اصول و روشهاى مبارزه علیه‏ نظامهاى کفر و شرک آشنا مى‏سازد …»

و این چنین است علی‌رغم تلاش‌های متعفنانه و مذبوحانه‌ی پان‌ایرانیست‌های آریایی، این فکر و این نماد را جز در تمامی پهنه گیتی نتوان تفسیر کرد. و نتوان فهمید. و اینگونه‌ است که معنای این فکر جهانی است تا آنجایی که انسانی نفس بکشد. حال هر چه بخواهند در لجنزار مرزبندی‌های ضد عقلی‌شان محبوس کنند. چه کسی توانسته است خورشید را درون سوراخی تنگ پنهان کند؟

آری این پرچمی است که حاج احمد سخن از کوبیدنش در انتهای افق می‌گفت. این پرچم حماس، حزب الله لبنان، انقلابیون مصر،لیبی، تونس، یمن، بحرین، نیجریه، سودان، مسلمانان اروپا، اندونزی و هر مسلمان انقلابی در جهان است.

۱۳٩٠/٦/٩  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 
اجتماعی


بسم رب المهدی

 

اجتماعی(٤)
مذهبی(٤)
سیاسی(۳)
بسیج(٢)
شعر(۱)
فرهنگی(۱)
متفرقه(۱)

 

مهدی

 

 

 

 

RSS 2.0


Blog Skin