آمار بوی گل نرگس
بوی گل نرگس

بسم رب المهدی


یا صاحب الزمان

تا آخر عمر انتظار میکشم

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع              شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

روز و شب خوابم نمی آید بچشم غم پرست            بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع

رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد                  همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع

در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست               این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع

در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست                   ورنه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع

بی جمال عالم آرای تو روزم چون شبست               با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع

کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت             تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع

همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو              چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع

سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین                تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع

            آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت

           آتش دل کی بآب دیده بنشانم چو شمع

۱۳٩٠/۱٠/٢٢  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

بی بی سی فارسی علیه اسلام وایران

خبرگزاری فارس: بی بی سی فارسی اصلی ترین سردمدار جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی

این شبکه با بودجه ۲۳٫۴ میلیون دلاری وزارت امور خارجه و مشترک المنافع بریتانیا اداره می‌شود.البته بخش فارسی بی‌بی‌سی مدعی است با این وجود، رویکرد مستقلی نسبت به وزارت امور خارجه انگلیس راجع به رویدادها دارد. در حالی که برخی رسانه‌های ایرانی معتقدند این شبکه در راستای حفظ منافع انگلستان تبلیغ می‌کند.رسانه‌های دولتی جمهوری اسلامی، بخش فارسی بی‌بی‌سی را به عنوان اهرمی علیه منافع و امنیت ملی ایران قلمداد می‌کنند

هدف

یکی از شبکه های فارسی زبان که سهم گسترده ای در سیاه نمایی علیه جمهوری اسلامی ایران دارد شبکه بی بی سی فارسی است . شبکه ای که با حمایت رسمی دولت انگلیس فعالیت می کند و عملابازوی رسانه ای استعمار گر پیر محسوب می شود . نوع نگاه بی بی سی فارسی به مسائل داخلی ایران با سایر شبکه ها از جمله voa بسیار متفاوت و البته زیرکانه است .در بی بی سی فارسی تلاش ها بر این است که بخشی از اخبار ایران همان گونه که هست پوشش داده شود تا مخاطب حسن ناآشنایی با این شبکه را نداشته باشد اما در نهایت این استعمار پیر است که اطلاعات و پیشفرض های خود را به مخاطبان تحمیل می سازد.«بی .بی .سی » فارسی در روز چهارشنبه، پانزدهم دی ماه سال 87 پس از یک دوره طولانی تبلیغ و ایجاد انتظار برای مخاطبان ( از سال 2007 تا کنون ) پخش برنامه های خود را روی ماهواره برای مخاطبان فارسی زبان آغاز کرد.هم اکنون شبکه «بی .بی .سی » برنامه ریزی خود را برای 170 میلیون مخاطب فارسی زبان با بهره گیری از 150 خبرنگار، 150 نیروی فنی و 50 نیروی اداری و با تمرکز بر بیش از صد دفتر خبری در دنیا طراحی نموده است.بر خلاف شبکه فارسی صدای آمریکا (VOA) که پیام های خود را مستقیم به بیننده القا می کند، تهیه کنندگان و بویژه سردبیران شبکه«بی .بی .سی » از هوشمندی وافری برخوردارند و خبر ها را به گونه ای طراحی می کنند که بیننده غیر مستقیم مورد هدف قرار گیرد.«بی .بی .سی » همچنین تلاش می کند با بهره گیری از کارشناسان گوناگون و حتی از درون ایران، محتوای پیام ها را به گونه ای در هم تنیده و دقیق طراحی کند که بیننده بی محابا در معرض پیام های گوناگون قرار گیرد؛ در این راه، از روانشناسی رنگ ها، شیوه دقیق اجرا، تقدم و تاخر هدفمند اخبار، شیوه بدیع مصاحبه ها و پرهیز از اظهارنظرهای صریح و دور از هر گونه رفتار کلیشه ای مرسوم بهره می گیرد. یکی از نواقص بزرگی که در تلویزیون های لس آنجلس هست، کیفیت پایین برنامه ها و رعایت نکردن ابتدایی ترین اصول حرفه ای رسانه است. شبکه
    «بی .بی .سی » با بهره گیری از استودیوهای مجهز، دکورهای زیبا و حرفه ای، تولید برنامه های مستند قوی و گزارش های متنوع و نیز تولید برنامه های ترکیبی خاص متناسب با ذائقه ایرانی ضمن اینکه تلویزیون های لس آنجلسی و صدای آمریکا را دچار افت مخاطب کرده است، باب جدیدی از جنگ روانی علیه ایران اسلامی را آغاز نموده است.

۱۳٩٠/۱٠/٢٢  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

مشاعره

سروده امام خمینی)ره)

من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور خریدار سردار شدم
غم دلدار فکنده است بجانم شرری
که بجان آمدم و شهره بازار شدم
در میخانه گشائید برویم شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
جامه زهد و ریا کندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند می آلوده مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادی بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم

سروده امام خامنه ای(حفظه)

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق وغم دوست بزد بر تو شر
رای که درقول و عمل شهره بازارشدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو دیدار شد
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی

 

۱۳٩٠/۱٠/٢۱  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

بسیج و بسیجی

در اوج روزهای نفس گیر در لحظه های تنهائی و مظلومیت ملت دلیرمردانی در نهایت صداقت و در عنفوان جوانی که گاهی حتی موئی بر صورت معصومشان نروئیده بود با ورود به صحنه های دفاع از کیان اسلام و انقلاب و کشور موازنه قوا را به نفع اسلام برهم زدند و ماشین جنگی دشمن را زمین گیر نموده و با شهامت مثال زدنی خود نه تنها دشمنان را که حتی دوستان را هم دچار حیرت کردند. آنها همواره ناشناخته بودند زیرا خود اصرار داشتند ناشناخته و گمنام بمانند اما پیر جماران بردست و بازوی آنها بوسه زد و اعلام کرد که به این بوسه ها افتخار می کند و فریاد برآورد که آوازه شهرت و پایداری این دلاوران گمنام بسیجی در کاخهای شرق و غرب نیز پیچیده است . امام خمینی افتخار می کرد که خود نیز بسیجی است و آرزو می کرد که خدا او را با بسیجیان محشور فرماید.

ما آوازه بسیجیان را نه فقط در جریان رشادت آنها در جبهه ها شنیدیم و شاهد بودیم بلکه از میان سفاکی ها و کینه توزی های دشمن علیه بسیجی ها نیز دریافتیم کما اینکه جلاد بغداد صدام جنایتکار در آخرین ساعات زندگی پرننگ و نکبت خود از رشادتهای دلیرمردان بسیجی ما خطاب به اشغالگران آمریکائی سخن گفته و اعتراف کرد که تنها این جماعت جان برکف و مخلص بودند که توانستند رعشه بر اندام سردار نگون بخت قادسیه بیندازند. آنان جانانه جنگیدند شجاعانه مقاومت کردند و از هیچ قدرتی نهراسیدند.

اگرچه فضائل و خصائل و برجستگی های بسیج این لشکر مخلص خدا را دشمنان ما بهتر از ما بیان کرده اند ولی بی انصافی است که پس از مشاهده آنهمه رشادتها و از خودگذشتگی های به یادماندنی قدر و منزلت بسیج را پاس نداریم و از موضع قدرناشناسی آنها را وارد صف بندیهای سیاسی نمائیم و به « ابزار قدرت » تبدیل کنیم و از وجود ارزشمندشان « استفاده ابزاری » نمائیم . روا نیست مقام و منزلت والای بسیج و بسیجی را آماج اهداف سیاسی قرار دهیم و عزت و عظمت بسیج و بسیجی را در دعواهای سیاسی زیر سئوال ببریم .

این اوج حرمت شکنی و نهایت اهانت به مقام و منزلت بسیجی است که این عزیزان مجاهد فی سبیل الله را وارد صحنه های زورآزمائی رقبای سیاسی کنیم .

همواره دعوت از بسیج باید در جهت تلاش برای تقویت اقبال عمومی جامعه نسبت به اصل مشارکت مردم در انتخابات باشد نه در جهت تحمیل عقیده به نفع این یا آن شخص و این یا آن گروه و جناح . باید بسیجیان مخلص برای حراست و پاسداری از صندوقها و رای مردم و صحت انتخابات و دقت در اجرا و نظارت بر روند انتخابات به کار گرفته شوند که از دیگران بر حفظ و حراست از اینهمه حساسیت و پاسخگوئی به آنهمه دلواپسی ها اولی هستند و صداقتشان بر دل می نشیند و پایمردی و استقامت و اراده و ایمانشان پیشاپیش در طول دهه های گذشته به اثبات رسیده است و همگان به آن ایمان و یقین دارند. ما بسیج را ارزان بدست نیاورده ایم که آنرا ارزان در مسابقات سیاسی « حراج » کنیم . بسیج یک « تشکل فراجناحی » و یک ساختار ارزشی مافوق گروههای سیاسی است که عزت و اعتبار خود را عمدتا از همین زاویه کسب و حفظ کرده و نشان داده است که تابع اشخاص و احزاب و گروهها و جناحها نیست بلکه براساس ارزشها و آرمانها شکل گرفته و در طول دوران پرخیر و برکت انقلاب اسلامی بر همین اساس به حرکت خداپسندانه اش ادامه داده و امروز در قله های عزت و افتخار و اعتماد مردم و نظام قرار گرفته است .

اگر دلواپسی امروز ناشی از آن بود که مبادا منافقین و گروههای محارب در صفوف انقلاب و نظام رخنه کنند حتما در آنصورت نه تنها بسیج که حتی همه آحاد نیروهای انقلاب در هر مقام و موقعیتی بایستی وارد صحنه می شدند و از وقوع چنان فاجعه ای جلوگیری می کردند و حتی انگ هر نوع اتهام و شماتتی را هم به جان می خریدند ولی امروز که به لطف خدا و به برکت مجاهدات خستگی ناپذیر نیروهای مخلص انقلاب شاهد مقایسه میان نیروهای انقلاب برای انتخاب یک مسئول کارآمدتر یک مدیر لایق تر و یک مجموعه اجرائی شایسته تر هستیم دلیلی ندارد که از ارکان نظام و از پایگاه بسیج برای سنگین تر ساختن تصنعی یک طرف و وزین تر جلوه دادن تعمدی کفه ترازو به نفع این یا آن شخص آنچنان سواستفاده شود که فردا نتیجه هرچه باشد به « سو تدبیر » از آن یاد شود.

بسیج یک تشکل فراجناحی است که برای صیانت از اصل انقلاب و نظام رسالت دارد و هیچ شخص و گروه و جناحی حق ندارد این مجموعه مقدس را به نفع منافع خود مصادره نماید .

 

۱۳٩٠/۱٠/٢۱  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

فرهنگ شهادت

روحیه شهادت طلبی و نهراسیدن از مرگ بی تردید از عوامل مهم پیروزی ها چه در صدر اسلام و چه در انقلاب ما بوده است. در فرهنگ الهی و اسلامی، نیستی معنا ندارد و مرگ شروع یک حیات ابدی است و شهدا در این بین علاوه بر بهره مندی از حیات طیبه، «عند ربهم یرزقونند» استشهاد نوعی جهاد اکبر است و گاه با جهاد اصغر در می آمیزد و این اوج آرزوی مومنان است. اما استشهاد منحصر در میدان جنگ و دفاع نیست و روحیه ای است که می تواند در تمام مراحل و شمایل زندگی جاری باشد. در نگاه استشهادی «هر خودخواهی و خودبینی مخالف خداخواهی است و با هجرت الی الله مباین است. اگر همین یک جهت عرفانی و معنوی برای انسان دست دهد، انسان در همه میدانهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و حتی نظامی پیروز است . برای چنین انسانی شکست مفهومی ندارد (امام خمینی، 25/5/1365) استشهاد توجه از خود به خدا و هیچ به خود توجه نداشتن و تا بذل جان بر انجام وظیفه و تکلیف پای فشردن است. نتیجه این جز عزت و پیروزی نیست و جمعیتی که پشتوانه اش خداست شکستی ندارد.» اگر حزب یا گروه سیاسی دارای روحیه استشهادی باشد و حضور در عرصه سیاست را تنها برای خدا بداند آنگاه آیا دست به تخریب و تهاجم علیه رقبا خواهد زد؟ چه آن که اگر شهادت طلبانه وارد کارزار سیاست شوند آنگاه شکستی نمی بینند. روحیه استشهادی تفسیر «الهی رضی برضاک و تسلیما لامرک» شهید عاشوراست که در کلام بزرگ بانوی کربلا «ما رایت الا جمیلا» جلوه کرد. «ما باید کوشش کنیم که ذائقه مان را یک همچو ذائقه ای قرار بدهیم که برای ما هر چیز شیرین باشد. رضای به قضای خدا معنایش همین است .فرق نمی کند بین اینکه از او بلا برسد یا نعمت ملتی که زن و مردش عاشق شهادت هستند دیگر از اینکه فلان چیز کم است، فلان چیز زیاد است نمی نالد.» (امام خمینی، 1/1/1364) روحیه استشهادی در برابر دنیاخواهان سلاحی است که هیچ پدافند و سپری ندارد. از این رو ظالمان عالم باید از آن هراس داشته باشند. ملتی با این طرز تفکر حتی یادش برای زرسالاران و مستبدان عالم بیم آفرین است.همین تفکر است که مسیر تاریخی را دگرگون خواهد کرد. اگر همه قدرتهای مستکبر جهانی و همه شیاطین زور و زر و فساد و شهوت با یکدیگر متحد شوند نمی توانند از پس کسانی بر آیند که شعار عملیشان در مواجهه با دشمنانشان این است: «ما مامور به تکلیفیم و با نتیجه کاری نداریم.» در چنین فرهنگی مرگ و پیروزی هر دو دارای یک ارزشند و شکست معنایی ندارد «و هل یتربصون بنا الا احدی الحسنیین(توبه/52) «برای ملتی که شهادت طلب است ترسی در کار نیست» (امام خمینی 12/21/1366) نمونه هایی از این طرز تفکر را به خوبی می توان یافت. در همین زمانه کنونی ملتی با دست خالی در برابر همه دنیا ایستاد. ملت ایران نه تنها این نبرد نابرابر و کاملا ناجوانمردانه را با افتخار برد بلکه توانست این فرهنگ را به بسیاری از ملتهای مظلوم دنیا صادر کند همان گونه که امام خمینی(ره) فرمود: « هسته های حزب الله را باید در سراسر دنیا تشکیل داد.» و « سنگر های کلیدی را در سراسر جهان باید فتح کرد.» هم اکنون شاهد هستیم که چطور شاخ و برگهای حزب الله در آن سوی مرزها پوزه ابرقدرتهای جهان را به خاک می مالد. این تنها و تنها به مدد فرهنگ مقاومت و ایستادگی تا پای شهادت است. ملتهای شکست خورده بدون فرهنگ استشهادی و فقط با شعارهای ملی گرایانه شمار تلفاتشان بیش از تلفات انسانی جنگ ما است بعلاوه اینکه پس از جنگ هم نه اقتصاد و نه امنیت مطلوبی دارند . مانند انقلاب الجزایر با دو میلیون کشته، کره و ویتنام با دو میلیون کشته، که در انتها هم نه تنها پیروزی در میدان نبرد نداشتند بلکه اقتصاد و امنیت شان روز به روز در حال افول است و پس از این همه تلفات هنوز هم نمی توان آنها را جزء کشورها و دولتهای مستقل نامید . اما در مقابل همچنانکه دیدیم در جنگ سی و سه روزه رژیم اشغالگر و حزب ا... لبنان تعداد کشته های حزب الله در مقابل ضرباتی که به دشمن صهیونیستی وارد آمد بسیار ناچیز بود. اما عکس این مورد را می توان در اوضاع کنونی عراق و تسلیم مردم و ملت عراق در مقابل اشغالگران آمریکا و انگلیس به خوبی مشاهده کرد . در عراق روزانه تعداد قابل توجهی از مردم عادی و بی دفاع کشته می شوند و حال آنکه اگر فرهنگ شهادت طلبی در این سرزمین فراگیر می شد پیروزی برای مردم مظلوم عراق خیلی پیش از اینها رقم می خورد... براستی که این کلام آسمانی رساترین و انقلابی ترین راهبرد است که: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»

۱۳٩٠/۱٠/٢٠  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

فرهنگ ما وآنها

کدام بهتر است؟...

 

 

 

 

 

۱۳٩٠/۱٠/٢٠  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

عفاف و حجاب

حجاب در اسلام :


حجاب به عنوان یکی از شعائر برجسته اسلام، موضوعی جالب توجه و مورد مناقشه بین اصحاب فکر، عالمان دینی و همچنین شهروندان جامعه دینی قرار گرفته است. حجاب همچنین بعد از رشد روز افزون پدیده بانوان محجبه در کشورهای غربی به یکی از چند مبحث مورد توجه مردمان مغرب زمین تبدیل شده تا جایی که جنبه های نظری و معرفتی در کنار جنبه های عملی و رفتاری آن مورد بررسی و مداقه دانشمندان و جامعه شناسان آن دیار نیز قرار گرفته است.«حجاب»، این واژه عربی، در نگاهی به معنای پوشیدن، پوشش، پرده و حاجب است که البته در این میان، معنای «پرده» بیشترین کاربرد را دارد و همین امر موجب شده است که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود.


اندیشمند شهید مرتضی مطهّری در این باره می فرماید: «پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد. حدود این پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنّت، می توان به دست آورد. آیاتی که در این باره هست، چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب، حدود پوشش و تماس های زن و مرد را ذکر کرده است، بدون آنکه کلمه «حجاب» را به کار برده باشد.»(مطهری،1375،28)


حجاب دارای ابعاد مختلفی همچون معرفتی، دینی، تاریخی و نمادین است. حجاب به تعبیری روشن یکی از مرزهای نفوذ ناپذیر عالم اسلام با دنیای غیر است. ردپای حجاب در غرب حتی به حوزه های پسامدرنیسم، فمنیسم بومی و اسلامی، نماد و سبک شناسی و مسائل قدرت کشیده شده است. این موارد فقط واجد یک مفهوم اند: قدرت و اهمیت حجاب.


حجاب بعداز تولدش درمشرق زمین هنوز هم دربسیاری ازمناطق جهان نشانه زنده بودن سنت ودین است اما حجاب در نگاه غرب، نماد غیریت اسلام و همچنین نماد و مظهر ظلم به زنان مسلمان است.این طرز تلقی ناصواب از حجاب در مواردی بسیار، احساسات ضد اسلامی آنها را بر می انگیزد.


حجاب در معنای کلی و عملی آن در غرب فرآیندی را سبب ساز شده است که فرد محجبه، آن را به عنوان نماد و شاخص موقعیت اجتماعی و هویت خویش قرار می دهد.حجاب امروز به خصوص در غرب به واسطه موج گرایش به آن متضمن پیوندهای پیچیده علائق و باورهای فردی و سیاسی و مذهبی است. حجاب برای بسیاری نماد آشکاری از ایمان و عقیده شخصی آمیخته با مسائل دینی و فرهنگی است و برای بسیاری دیگر مبارزه ای سیاسی و عبادی علیه وضع موجود و مبارزه ای نمادین برای بهبود شرایط موجود.حجاب هر چه باشد به مانند سایر تکالیف وابسته به اصول اسلام یک تکلیف است. تکلیفی به مثابه پرچمی که مشخص می کند چگونه باید زیست و برای تقرب به خدای خویش آن را باید رعایت کرد. البته حجاب هم نه تحمیلی بلکه انتخابی است. زیرا یکی از افتخارات دین اسلام این است که دین انتخاب است نه تحمیل. مگر نه اینکه نمی توان به زور آدمیان را با حجاب یا بی حجاب کرد. نمونه بارز آن شکست پروژه کشف حجاب اجباری رضاخان است. رضا شاه در پروژه اش شکست خورد. چون از مبانی ذهنی و فکری مردم که همانا ارادت قلبی به دستورات اسلام است، ناآگاه بود.

 

۱۳٩٠/۱٠/۱٩  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

آثار بد حجابی و بی حجابی در جامعه اسلامی

بی حجابی یا حضور تحریک کننده زنان در جامعه آثار زیانبار اخلاقی ،فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی و...به همراه دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

ایجاد ناامنی و سلب آرامش

آرامش و امنیت والاترین نعمتی است که خداوند به جامعه عنایت می فرماید و می توان گفت، اگر جامعه ای فاقد آن باشد به یک معنا، هیچ چیز ندارد و با وجود امنیت، همه چیز دارد. سلامت جسمی و روحی ـ روانی جامعه در سایه امنیت حفظ می شود و خلاقیت و نوآوری بروز می کند. زنان بدحجاب نمی دانند که چه ضربه های و جبران ناپذیر خانمان براندازی بر پیکره جامعه وارد می سازند.

در جامعه ای که بدحجابی رواج پیدا کند، چشم و هم چشمی ها و ارائه هر چه بهتر زینت آرایی، تمامی نخواهد داشت و زنان سعی می کنند تا چشمان بیشتری را متوجه خود سازند و در معرض دید همگان قرار گیرند و این امر تمامی نخواهد داشت تا جایی که تمام افراد جامعه را آلوده سازد. در نتیجه، ناامنی نه تنها دامان خود بدحجاب را می گیرد بلکه خیلی سریع به اجتماع سرایت می کند و جامعه را از فعالیت های سالم باز می دارد.

بسیاری از کجروی های گوناگون اجتماعی مانند مدگرایی، شورش ها و درگیری های خیابانی، ناهم نوایی اجتماعی و آزارهای جنسی، از بدحجابی و بی هویتی اجتماعی سرچشمه می گیرند.

زنان بدحجاب که به نمودهای ظاهری و تجمل و تنوع می پردازند و هر روز به سراغ اسباب آرایش و زیورآلات جالب تر و کفش و لباس شیک تر می روند، از سرمایه های معنوی محرومند و جمال معنوی برای آنان نامفهوم است. اینان کمبود خویش را بدین گونه جبران می کنند و عطش شخصیت یابی را از این طریق فرومی نشانند.

«آری، بدحجابی، ارزش های راستین دختران را تحت الشعاع ظواهر جنسی شان قرار می دهد و آنان را فدای هرزگی ها و هوس رانی های شیادان می سازد. بدحجابی ارزش زن را از بین می برد و او را تا حد یک کالا پست می کند. زنی که تن و اندام خود را در معرض دید همگان می گذارد و آن چه را که به جنسیت او مربوط می شود، به کوچه و بازار می کشد، در حقیقت می خواهد با تکیه بر زنانگی خویش، جای خود را در جامعه باز کند نه با تکیه بر انسانیت خویش. در واقع او بدین ترتیب اعلام می کند که آن چه برای او اصل است، زن بودن اوست، نه انسان بودن و نه اندیشه و لیاقت و کارآیی او. چنین زنی قبل از هر چیز اسیر خود است. او به مغازه داری شبیه است که دائما در فکر تزیین و تغییر دکوراسیون ویترین مغازه است.

ترویج رذایل اخلاقی

بدحجابی علاوه بر این که خود یک ناهنجار اجتماعی به شمار می آید و جامعه را به بی بند و باری می کشد، زمینه ساز بسیاری از زشتی های اخلاقی است. وقتی به پوشش و متانت بی اعتنایی می شود، مسائل اخلاقی دیگر هم از جامعه رخت بر می بندد. بدلباسی، بداخلاقی به دنبال دارد، چنان که مدپرستی، هواپرستی می آورد. جامعه ای که هر روز مد جدیدی را به شکل های گوناگون بپذیرد، دچار بسیاری از بیماری های اخلاقی چون غرور تکبر، عصیان، قساوت قلب و فخرفروشی خواهد شد. هرگاه جامعه ای به انجام دادن گناه جسارت پیدا کرد و مفاسد و معاصی رواج پیدا کرد، زشتی گناه از بین می رود و این خود گناه بزرگتری است. یعنی جامعه ای که گناه را گناه نداند، به سبب رواج زیاد و همگانی شدن آن، سقوط خواهد کرد. بنابراین، بدحجابی قبح و زشتی گناه رااز بین می برد و باعث رواج گناهان دیگر می شود. امام صادق(ع) می فرماید:

وَ اَمّا اللِّباسُ یَحْمِلُکَ عَلَی الْعُجْبِ وَ الرِّیاء وَ التَّزْییِنِ وَ التَّفاخُرِ وَ الْخُیَلاءِ فَاِنَّها مِن آفاتِ الدِّینِ وَ مُورِثُهُ الْقَسْوَةُ فِی الْقَلْبِ؛ لباست، لباسی نباشد که تو را به گناه خودپسندی، ریا، آراسته نشان دادن، مباهات به دیگران، فخرفروشی و تکبر، آلوده کند که تمام اینها از آفات دین و موجب سختی دل است..

بدحجابی موجب سوء ظن نیز می گردد. پوشش، نشانه ترس از خدا و آتش جهنم است و زن باحجاب، خود را به احکام الهی پای بند می داند. از آن طرف زنان بدحجاب به راحتی احکام الهی را زیر پا می گذارند و بی مبالاتی خود را به موازین اسلامی اعلام می دارند. چنین زنانی در معرض گناه هستند و افراد جامعه به آنها گمان بد می برند و زمینه این گناه را تنها زنان بدحجاب به وجود می آورند. پس زنان پاک دامن و با عفاف، باید کاری کنند که در معرض تهمت قرار نگیرند.

کم رنگ شدن حضور مثبت زنان در جامعه

زن در بسیاری از جوامع در فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و... شرکت می کند و سهم بسزایی در این زمینه ها دارد. بنابراین، حضور زنان در جامعه امری انکارکردنی نیست و روز به روز به این فعالیت ها اضافه می شود و زنان دوش به دوش مردان در تمامی زمینه ها به فعالیت می پردازند. حال آیا پوشش می تواند بر حضور زن در جامعه تأثیر داشته باشد یا خیر؟ پاسخ بسیار روشن است؛ زیرا اسلام همان گونه که به اختلاط مرد و زن نامحرم هشدار داده و آنان را از پی آمدهای بد و زشت آن بازداشته است، به پوشش و حجاب او توجه خاصی داشته تا حضور او را در جامعه حفظ و سلامت نفسانی جامعه را تضمین کند.

زنان بدحجاب در محل کار، به دلیل خودآرایی و خودنمایی، تمرکز فکری لازم را از دست می دهند؛ در حالی که لازمه کار و تلاش جدی در محل کار، حضور قلب و تمرکز حواس است. زن با بدحجابی و آرایش، نه تنها به کار جدی نمی پردازد، بلکه نیروی کارآمد دیگران را نیز دچار سستی و رکود

می نماید، در نتیجه چرخه فعالیت کاری جامعه را به کندی رهنمون می سازد.

از طرفی خانواده هایی که غیرت دینی بالایی دارند،از حضور دختران و زنان خود در چنین جامعه ای نگران هستند و نخواهند گذاشت حضور پرشور آن ها در فعالیت های اجتماعی جلوگیری می کنند. در نتیجه، جامعه ضرر خواهد کرد و بخش بزرگی از نیروهای کاری را از دست خواهد داد.

پوشش و حجاب، نه تنها باعث سلامت اخلاقی جامعه و پای بندی به هنجارهای دینی می شود، بلکه زمینه بروز و شکل گیری بزه کاری های جنسی را به حداقل می رساند و اعضای جامعه را نیز به سوی تشکیل خانواده، تنظیم روابط جنسی و عاطفی و قاعده مند کردن آن سوق می دهد.

اختلالات روحی و روانی

اختلال روحی و روانی از آثار ناگوار بدحجابی در جامعه است. برخی از دختران و زنان، بر اساس نیاز ذاتی خود برای جلب رضایت محیط و توجه بیشتر بینندگان، به خودآرایی و جلوه گری و ارائه پوشش غیرمتعارف می پردازند و افکار خود را در بعد تمایلات و تخیلات موهوم، تقویت می کنند. بنابراین، پوشش و حجاب ناقص فشارهای فراوانی را بر روح و روان افراد وارد می سازد. چنین افرادی همیشه در پی آنند که خود را به گونه ای ارائه دهند که افکار و نگاه های آلوده و هوس انگیز را به خود جلب کنند و شخصیت خود را با خواسته های دیگران همگون سازند. این خواسته ها محدود نیست و وقتی دختران نتوانند خود را مطابق خواست ها ارائه دهند. افراد جامعه ثبات روحی و روانی خود را از دست می دهند و امیدها و آرزوها به ناامیدی می گراید. شهید مطهری؛ می فرماید:

روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان می کنیم تحریک پذیری روح بشر، محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد. همان طور که بشر در ناحیه ثروت و مقام، از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمی شود و اشباع نمی گردد، در امور جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبارویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود. از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است با نوعی احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوها که به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیمارهای روانی می گردد. چرا در دنیای غرب این همه بیماری های روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی و تحریکات فراوان سکسی است که به وسیله جراید و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمی و غیر رسمی انجام می شود.اگر بتوان از لحاظ پوشش، الگوی مناسبی به جامعه ارائه داد، سلطه ای آگاهانه به افراد جامعه پیدا خواهیم کرد و جامعه را از بی ارادگی و بی اختیاری نجات خواهیم داد. اما با بدحجابی، به افراد جامعه اجازه داده ایم که هرگونه می خواهند، برای پوشش خود تصمیم بگیرند و مدل های متنوع را جای گزین کنند و دل ها را به سمت و سوی انحرافات اجتماعی سوق دهند که در این صورت، اداره و اختیار از افراد جامعه گرفته می شود و جامعه ای که از خود اراده ای نداشته باشد، اختلالات روحی و بیماری های روانی به سراغ آن خواهد آمد و به منجلاب کشیده خواهد شد. «بدحجابی زن در جامعه، سبب نقش بازی کردن او در اسلوب ها و مدل های گوناگون می شود. این اعمال او را به صورت موجودی بی اختیار و بی اراده، به هر طرف می کشد و دیگر بر زندگی اش تسلط آگاهانه نخواهد داشت. در زندگی و اعمال خود، نظر دیگران را ترجیح می دهد که برای جلوگیری از این امور منفی، حجاب بهترین درمان می باشد

تزلزل نهاد خانواده

تشکیل نهاد خانواده، مقدس ترین پیوند زناشویی است. برای ثبات این نهاد، عفت و حجاب خانوادگی مهم ترین عامل به شمار می آید. اگر زن لذت های جنسی خود را از محیط خانواده بیرون نبرد و دستورهای اسلام را اطاعت کند، محیط خانه سالم و آرام بخش خواهد بود. ولی اگر عفت را رعایت نکند و لذت های جنسی و خودنمایی ها را به بیرون منزل بکشاند، مورد نگاه های هوس آلود نامحرمان قرار خواهد گرفت و ناخواسته عامل پاشیدگی و تیرگی روابط افراد خانواده خواهد شد.وقتی اختلافات زن و شوهر در محکمه های قضایی، را ریشه یابی می کنیم، پی می بریم که بسیاری از ناسازگاری ها به دلیل رعایت نکردن حجاب است. وقتی زن با آرایش و بدحجابی در جامعه ظاهر می شود، چشم ها، به سوی او نشانه می روند و او هم دل باخته و فریفته چشم چرانان می شود و کم کم از نگاه های شوهرش لذت نمی برد و از او سرد می شود و سرانجام باعث جدایی می گردد. گاهی همین امر از طرف شوهر صورت می گیرد. بر اثر چشم چرانی و نگاه های هوس آلود به دختران و زنان بدحجاب، از همسرش دل سرد می گردد و لذات ها و محبت هایش در بیرون از خانه صرف می شود. در نتیجه، بنای ناسازگاری با همسرش شروع می شود و تیرگی بر کانون خانواده سایه می افکند.

بنابراین، برای حفظ نظام خانواده و به وجود آوردن محیطی سالم و فرزندان پاک رعایت حجاب ضروری است و باید بالاترین امنیت، یعنی امنیت ناموسی، در خانه حاکم شود. از طرفی بدیهی است، اگر خانواده سالم باشد و پوشش را رعایت کند، جامعه که از اجتماع خانواده ها تشکیل شده، سالم و پایدار خواهد ماند. در جامعه ای که بیشتر اعضای آن را جوانان تشکیل می دهند باید در برابر این فرآیند حساس تر باشند؛ زیرا جوانان در برابر مناظر شهوت انگیز و تهییج کننده، زودتر تحریک می شوند و چنین مناظری عامل مهمی در سوق دادن آنان به فساد خواهد شد. در نتیجه، نیروی فعال اجتماع به راه های فساد و تباهی کشانده می شوند و به جامعه ضربه جبران ناپذیری از جهات اقتصادی مادی، اجتماعی و اخلاقی وارد خواهد شد.

«آمارهای قطعی و مستند نشان می دهد که با افزایش بی حجابی و بدحجابی در جهان، طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا به طور مدام بالا رفته است؛ چرا که «هر آن چه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه دل در این جا یعنی هوس های سرکش، بخواهد، به هر قیمتی باشد به دنبال آن می رود و به این ترتیب هر روز دل به دل بری می بندد و با دیگری وداع می گوید.

 

افت تحصیلی و آموزشی

فرهنگ هر جامعه ای، به آموزش های آن بستگی دارد. هر قدر آموزش ها از غنای بیشتری برخوردار باشد، فرهنگ آن جامعه بالاتر خواهد بود. نخبگان و فرهیختگان، در پرتو تحصیلات شناخته می شوند. جامعه ای که دانش مندان آن بیشتر باشد، معمولاً از تمدن بالاتری برخوردار است و پویایی در تمامی زمینه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی کاملاً مشاهده می شود. خلاصه، پیشرفت هر جامعه ای در گرو آموزش آن است.

دختران و پسران اگر در کنار تحصیل، دل مشغولی های دیگری داشته باشند، از تحصیل باز می مانند و وقت زیادی از فرصت های مطالعاتی و تحصیلی آنان به هدر می رود. بسیاری از مشاوران از صحبت های دختران و پسران جوان درباره مدهای روز و آرایش های جدید گله مند هستند. نمی خواهیم بگوییم دختران و پسران باید در دانشگاه ها کاملاً از هم جدا باشند و دیواری بین آنها کشیده شود. اگر اینها فضای آموزشی را رعایت کنند و محیط را محیط درس بدانند و از آن چه برازنده فضای آموزشی نیست پرهیز کنند، بسیار تحسین برانگیز خواهد بود. به گفته مربیان تربیتی، در مدارسی که دختر و پسر با هم درس می خوانند، کم کاری، عقب افتادگی و بی مسئولیتی به خوبی مشاهده شده است. زیرا دختران در چنین محیطی، با بدحجابی توجه دیگران را به خود جلب می کنند و تمرکز ذهنی و روحی را از آنان می گیرند و باعث افت تحصیلی آنان می شوند و خود نیز دیگر حوصله درس خواندن ندارند و تمام حواسشان به لباس و نوع پوشش است. روح مطالعه و تحقیق در آنها خاموش می شود و افت تحصیلی پیدا می کنند.

تضعیف اعتقادات دینی در جامعه

جامعه ای که در سطح بالایی از باورهای دینی باشد، در سایه ایمان، در برابر بسیاری از آسیب ها مصون می ماند و دشمنان نمی توانند در صفوف آن رخنه کنند و نقشه های آنان نقش بر آب می شود. این جامعه که دل به خدا سپرده و سرانجام زندگی را رسیدن به خالق خود می داند، دل به دیگری نمی سپارد و عقاید خود را متزلزل نمی کند. در این جامعه، حجاب و پوشش جزء احکام مسلم دین و مذهب به شمار می رود و زنان حاضر نمی شوند خود را به زینت های زودگذر و دنیایی مزین کنند و در پرتو آن عقاید دیگران را متزلزل نمایند و خود نیز زمینه ساز فساد در جامعه شوند.

تظاهر به بدحجابی نشانه پای بند نبودن و بی مبالاتی فرد به احکام و اعتقادات اسلامی است؛ زیرا زنان با بدحجابی، چشم های هوس آلود را متوجه خود می سازند و پایه های ایمانی مردم را سست می کنند و جامعه را به فساد می کشانند. «هیچ راهی برای امریکا و ابرقدرت ها بهتر از این نیست که بدون جنگ و کشتار و بدون این که پولی خرج کنند و حساسیتی ایجاد نمایند، ایمان را از دل های مردم بدزدند و بزدایند. این کار به سادگی انجام می شود؛ با فیلم ها، نمایش نامه ها و چیزهایی از این قبیل به نام پیشرفت علم و... هیچ راهی بهتر و موفق تر از این وجود ندارد.» و می دانیم که باورها و ایمان های راسخ نقش بسزایی در بالندگی زندگی جامعه ایفا می کنند و زمانی که ایمان به سستی گراید، نفوذ دشمن و به انحراف کشیدن آن جامعه به راحتی صورت می پذیرد

۱۳٩٠/۱٠/۱٩  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 


بسم رب المهدی

 

اجتماعی(٤)
مذهبی(٤)
سیاسی(۳)
بسیج(٢)
شعر(۱)
فرهنگی(۱)
متفرقه(۱)

 

مهدی

 

 

 

 

RSS 2.0


Blog Skin