آمار بوی گل نرگس
بوی گل نرگس

بسم رب المهدی


جایگاه علم دراسلام

 « هل یستوی الاعمی و البصیر افلا تتفکرون »

 

آیا کور و نابینا برابرند ؟ آیا فکر و اندیشه نمی کنید که عالم و جاهلیکسان نیستند ؟                                             ( انعام ، آیه 50 )

مقدمه

      در اسلام یکی از برترین ارزشها کسب علم و دانش است و راجع به علم و دانش بسیار سفارش و تأکید شده است . قرآن هم اولین مرتبه که نازل گردید سخن خود را با « خواندن » ، « علم » و « کتابت » آغاز کرد و پیوسته مسلمانان را به تفکر و تدبر درهر چه آفریده شده است ، فرا می خواند . افلا تتفکرون ؟
فلا تعقلون ؟ آنچه ما مسلمانان در قرون اولیه اسلام در سایه علم و دانش و اندیشه و فرهنگ و اخلاق به جامعه بشریت داده ایم هسته اولیه و اصلی همه چیزهایی است که امروزه بشریت واجد آنها گشته است . غرب و مسیحیت مدیون اسلام است . این مسلمانان بودند که خدمات بی مانندی به جامعه بشری و به علم و آگاهی و حیات تمدن انسانی کردند . لذا این سری مطالب گوشه هایی چند از این واقعیت و همچنین اهمیت علم در اسلام را مطرح خواهد ساخت .

اهمیت پرسش در اسلام

      غریزه پرسش یکی از غرایز اولیه بشری است و نشانه رشد و اعتلای فکر و اندیشه است . حالت پرسش و سئوال وقتی در ذهن نسبت به مطلبی پیدا می شود که ذهن درباره آن مطلب دچار شک و تردید شده باشد و به طور کلی « شک » حاکی از نوعی رشد و اعتلاء است . حیوان شک نمی کند ، نه از آن جهت که به مرحله بالاتر از شک یعنی یقین رسیده است بلکه در مرحله دون شک است . بسیاری از انسانها هم در مرحله دون شکند
نه در مرحله فوق شک . « سئوال » از جهلی آمیخته به علم ، نادانی آمیخته به دانش پیدا می شود ، یعنی یک مجهول در برابر بشر خودنمائی می کند ، از طرفی آن مجهول را نمی داند ، و از طرف دیگر می فهمد که مجهولی دارد ، یعنی به جهل خود
پی برده است ، لذا سئوال می کند ، اگر آن مجهول برایش معلوم باشد ، سئوال نمی کند ، و اگر هم آن مجهول واقعاً برایش مجهول باشد ، اما خودش التفات به جهل و بیخبری خود نداشته باشد باز در صدد جستجو و تحقیق برنمی آید . پس انسان وقتی در صدد تحقیق و جستجو و پرسش بر می آید که نداند ، و بداند که نمی داند .

      حدیثی از امام باقر (ع) است که فرموده اند : کلید دانش ، پرسش است . مجهولات بشری بی نهایت است و اگر انسان موفق به جواب یکی از آنها بشود ده تای دیگر در برابرش خودنمائی                           میکند . علت اینکه علمای واقعی خود را جاهل و نادان می دانند اینست که هر اندازه موفق به کشف مجهولاتی بشوند ، عدد بیشتری از دیگر مجهولات در برابرشان نمایان می شود ، آخرین حدعلم یک عالم اینست که اقرار می کند به نادانی خویش .

تا بدانجا رسید دانش من        لاعمی و البصیر افلا تتفکرون .        که بدانم همی که نادانم

۱۳۸٩/۱٠/۱  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 

داغ حسین

محرّم آمد و نو کرد درد و داغ حسین گریست ابر خزان هم بباغ و راغ حسین هزار و سیصد واندى گذشت سال و هنوز چو لاله بر دل خونین شیعه داغ حسین بهر چمن که بتازد سموم باد خزان زمانه یاد کند از خزان باغ حسین هنوز ساقى عطشان کربلا گوئى کنار علقمه افتاده با ایاغ حسین اگر چراغ حُسینى بخیمه شد خاموش مُنوّر است مساجد به چلچراغ حسین خدا به نافه خلدش دماغ جان پرداشت که بوى خون نکند رخنه در دماغ حسین فراغ از دو جهان داشت با فروغ خُداى خُدایرا چه فروغى است در فراغ حسین یزید کو که ببیند بناله قافله ها گرفته از همه سوى جهان سُراغ حسین

۱۳۸٩/٩/٢٧  توسط مهدی  |  پيام هاي ديگران ()

 


بسم رب المهدی

 

اجتماعی(٤)
مذهبی(٤)
سیاسی(۳)
بسیج(٢)
شعر(۱)
فرهنگی(۱)
متفرقه(۱)

 

مهدی

 

 

 

 

RSS 2.0


Blog Skin